هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

47

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

( چند نسل قبل ) در هندوستان ساكن شده‌اند . او گفته ما را تائيد كرد و خاطرنشان نمود كه رنگ چهره و پوست ما خوب محفوظ مانده و حاكى از اين امر است « 1 » . 15 فوريه - خياط البسه ما را به خانه آورد . امروز از شهر ديدن كرديم و پس از پرسه‌زدن در سرتاسر آن بمغازه شالومول در بازار رفته دو ساعتى آنجا نشستيم . با پوشيدن لباس معمول مردم كلات يا بهتر لباسى بفرم ملبوس تجار بائوبى چنان تغيير قيافه داده بوديم و من چنان در حمايل كردن لنگى آزاد از روى دست تمرين كرده بودم كه در كوچه‌اى يك افغانى به دو نزد من آمده ، به زبان پشتو سوال كرد ، كه قصد دارم كى بقندهار برگردم ؟ به اين سؤال راهنماى ما جواب داد : معلوم نيست و تصميم قطعى نگرفته‌ايم . سؤال‌كننده بدون اينكه به اشتباه خودش پى برده باشد رفت و از ما دور شد . اين شهر پايتخت تمام بلوچستان است و باينجهت هم كلات يا شهر ناميده مىشود ، زيرا اين لغت در بلوچى چنين معنى و مفهومى دارد « 2 » . شهر كلات بر بلندى و در قسمت غربى دشتى مزروعى و پر كشت و زرع يا بهتر در دره‌اى واقع است كه اراضى اطراف آن بوسعت و وضع خوبى زير كشت گرفته شده است . طول آن در حدود 8 ميل و عرض آن 2 تا سه ميل كه قسمت اعظم آن را باغها و ساير ضمائم اشغال كرده است . شهر به شكل مستطيلى كشيده ساخته شده و سه طرف آن با ديوارى گلى بارتفاع 18 يا 20 فوت محصور شده كه بفواصل و بتناوب ، با باروهاى دوپهلو ، به طول 250 قدم در جناحين مجهز است . باروها و خود ديوار قلعه براى ايجاد مزغل ، سوراخ‌سوراخ شده كه در موقع لزوم تفنگچيان از آن استفاده كنند . توپى بر روى باروها سوار نشده است و به نظر من چون باروها مقاومت كافى براى وزن توپ ندارند و امكان خرابى آن ميرفته است توپ كار نگذاشته‌اند . دفاع پهلوى چهارم شهر بواسطه چهره غربى تپه‌هاى مجاور

--> ( 1 ) - بسيارى از تاتارها مانند اروپائيان رنگ پوست روشن داشته سرخ و سفيد و بورند . ( 2 ) - توضيح مترجم . بلوچها قلعه‌ها را كلا مىنامند و بعدها بغلط به عربى كلات ( قلعه‌ها ) جمع زده شده است .